طرف آخر خوش شانسیه!!








خنده دار ترین جک های دنیا
هرگز برای هیچ سیاستمداری در ایران این همه جوک ساخته نشد که برای احمدی نژاد ساخته شد. علتش چندان هم عجیب نیست. من دهها جوک احمدی نژاد را ثبت کرده و نوشته یا ساخته ام، در این قسمت بخش اول جوک های احمدی نژاد را می خوانید.
چرا ساعت ها را تغییر ندادند؟
اگر گفتین چرا احمدی نژاد ساعت ها رو که هر سال اول مهر یک ساعت جلو می کشیدند، در سال جاری ساعت را دست نزد و جلو نکشید؟
- چون قدش نمی رسید ساعت رو جلو بکشه.
قوانین جدید شطرنج
احمدی نژاد شد رئیس فدراسیون شطرنج و این دستورات رو صادر کرد.
1) از این به بعد اسب باید خر بشه.
2) از این به بعد هیچ کس حق نداره در قلعه رو ببنده.
3) از این به بعد به جای شاه، ولی فقیه داریم، اگر کسی بهش کیش بده دستگیر می شه، به هر طرف خواست حرکت می کنه و هر مهره ای رو خواست می زنه.
4) از این به بعد سیدها فقط با مهره سیاه و عوام با مهره سفید بازی می کنن و برای احترام به سادات از این به بعد مهره سیاه بازی رو شروع می کنه.
5) از این به بعد پیاده ها وقتی ولی فقیه در معرض خطر بود می تونن برن به خونه آخر حریف و به جای اینکه وزیر بشن، رئیس جمهور بشن.
بوش و احمدی نژاد
بالاخره بوش و احمدی نژاد با هم ملاقات کردند. بوش دست داد و گفت: من بوش ام.
احمدی نژاد گفت: من خودشم.
شهید احمدی نژاد
از هاشمی رفسنجانی می پرسند: بزرگراه تهران کرج کی تموم می شه؟
می گه: انشاء الله یک سال دیگه.
می پرسند: اسمش رو چی می خواهید بگذارید؟
می گه: بزرگراه شهید احمدی نژاد.
بیا به خوابم تا خواب تو ببینم
اگر دلتان می خواهد خواب احمدی نژاد را ببینید، چهل روز حمام نروید و چهل شب آشغال ها را سر ساعت نه در خانه بگذارید تا شب چهلم احمدی نژاد به خواب تان بیاید.
رژیم احمدی نژاد
احمدی نژاد دچار سوء هاضمه شده بود و رفت دکتر. دکتر براش رژیم غذایی تجویز کرد و گفت:
اولا: سرخ کردنی زیاد نخور.
دوما: ترشی جات و پیاز و دوغ نخور.
سوما: نوشیدنی گازدار نخور.
چهارما: وقتی می ری شهرستان سخنرانی کنی گه زیادی نخور.
انرژی هسته ای
احمدی نژاد به همه ادارات بخشنامه می کنه و می گه از این به بعد چایی رو باید به جای قند با خرما بخورین، چون هم انرژی داره، هم هسته.
صهیونیسم و فلسطین
پسر احمدی نژاد داشت توی خونه فیلم پورنو نگاه می کرد. باباش یک دفعه وارد شد. پسره دستپاچه شد و گفت: بابا! بیا ببین این صهیونیست های بی شرف دارن با این زن فلسطینی بیچاره چی کار می کنن.
کوتوله و دراز
یکی از شگفتیهای دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد این بود که کوتوله ترین رئیس جمهور ایران می خواست همه مخالفانش را دراز کند.
دکتر و احمدی نژاد
اگر گفتین فرق احمدی نژاد و پزشک چیه؟
- فرقش اینه که آدم وقتی حالش بد می شه دکتر رو می بینه، ولی وقتی احمدی نژاد رو می بینه حالش بد می شه.
احمدی نژاد به بهشت رفت
احمدی نژاد از نیویورک زنگ می زنه به خانواده و می گه: آخرش این آمریکایی ها کار خودشون رو کردن، فکر کنم من شهید شدم. زنش می گه چطور؟ می گه: آخه احساس می کنم توی بهشت هستم، همه اینجا به من احترام می گذارن، پر از حوری و غلمان هست. هر چقدر غذا بخوام می خورم، همه جا سبزه و از همه مهم تر اینکه اصلا شبیه اون جا نیست.
مادر احمدی نژاد
مادر احمدی نژاد داشت فیلم خبری احمدی نژاد رو از تلویزیون تماشا می کرد. با خودش گفت: چی زائیدیم، چی شد.
و خدا احمدی نژاد را آفرید
یه بار حضرت نوح و حضرت آدم و شیطان با همدیگه حرف می زدن و برای کم کردن روی همدیگه ادعا می کردند. حضرت آدم می گه: من قدبلندترین موجودی هستم که خدا آفریده. حضرت نوح می گه من بیشترین عمر رو در میان آفریدگان خداوند کردم. شیطان هم می گه من زشت ترین موجودی هستم که خداوند آفریده.
قرار می شه سه تائی برن پیش خدا و از خداوند بخوان که درباره ادعای اون ها داوری کنه، اول آدم می ره و بعد از چند لحظه می آد بیرون و می گه: خداوند قبول کرد که من بلندقد ترین موجودی هستم که خدا آفریده.
بعد، حضرت نوح می ره پیش خدا و بعد از چند لحظه می آد بیرون و می گه: خداوند قبول کرد که من بیشترین عمر رو در میان آفریدگان خدا کردم.
بعد، شیطان می ره پیش خداوند و بعد از چند لحظه با عصبانیت می آد بیرون و از اون دو تا می پرسه: این احمدی نژاد کیه؟
|
تو اين قسمت مي خوام حرفايي كه تو چت و اس ام اس ميگيم بذارم اگه جمله خوبي بلدي برام بفرست فاصله عشق هاي معمولي را از بين مي برد و عشق هاي بزرگ و جاوداني را شدت ميبخشد.مانند باد كه شمع را خاموش و آتش را شعله ور مي سازد. تنگ ديدارت هستم اگر چه خودم از درون حصار تنهايي ام برايت مينويسم از روزها و خاطرات خوشي سخن ميگويم که تو انها را محو کر ده اي از شروعي مينويسم که پاياني براي ان نيست از ان همه دل بستگي ها ديوانگي ها ...... باور کن اي مهر بان من که تا ابد چشم به راه باز گشتت خواهم بود میدونی فرق زیدان با گاو چیه؟ گاو اول قرمز میبینه بعد شاخ میزنه، ولی زیدان اول شاخ میزنه بعد قرمز میبینه!
شايع ترين کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو. لطيف ترين کلمه "لبخند"است...آن را حفظ کن. حسرت انگيز ترين کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگير. ضروري ترين کلمه "تفاهم"است... آن را ايجاد کن. سالم ترين کلمه "سلامتي"است... به آن اهميت بده. اصلي ترين کلمه "اطمينان"است... به آن اعتماد کن. بي احساس ترين کلمه "بي تفاوتي" است... مراقب آن باش. دوستانه ترين کلم
در اين دنيا دو عنصر به وفور يافت ميشود، يكي هيدروژن و ديگري حماقت!!!
ميدونی "اسکل" به کی ميگن؟ برو پایين . . . . ميدونی اسکل به کی ميگن؟ . . . برو بلا
تقديم به همه ماماناي عزيز و خوبببببب: نمي خوام بگم قدر 1 دنيا دوست دارم چون دنيا 1روز تموم مي شه نمي خوام بگم سياهي چشات مثل شب پر ستاره است چون شب هم بالاخره تموم مي شه نمي خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلكه عاشقتم.
كرده سوار هواپيما بوده ميهماندار ميگه كمربندها رو ببنديد . كرده مي گه : مال من كش داره بازم ببندم.
میدونی فرق هویج با مانیتور LCD چیه؟ . . . مگه این پایین ریدن که مایی پایین؟! . . یکم فکر بابا! . . خاک تو سرت با این پشتکار چرا الافی!!
عشق====>سرکاريه ...محبت====>تظاهره ... مهربوني====>مسخرست ... وفا====>مرده ... عهدوپيمون====>دلخوشيه ... عاطفه====>تموم شده... مهر====>بابا سراغ اين يکيو نگير!
مهم اين نيست که تو اَد ليست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اينه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشيم، باهم آرشیو زندگي رو دوره کنيم و با هم آف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه!
پيغام گيره تلفني يه بچه لات : حاجيتون رفته ددر ، بعد از سوت بلبلي فرمايشتون رو بکنين ، جيک ثانيه جرينگي تيليف ميزنم ، جمال تو عشق در بست ، زززززززززززززززززززززززت زياد
ميدانيد که: کوکا کولا در اصل سبز رنگ است!! عمومي ترين نام جهان محمد است!! اسم قاره ها با همان حرفي که آغاز ميشود پايان ميابد!! شما نميتوانيد با حبس نفستان خود کشي کنيد!! محال است آرنج دستتان را بليسيد!! وقتي عطسه ميکنيد مردم به شما عافيت باش ميگويند چون قلب شما به مدت ? مانيليونيم ثانيه ميايستد!! خوکها به دليل فيزيک بدني قادر به ديدن آسمان نيستند!! فندک قبل از کبريت اختراع شد!! حلزون ميتواند ? سال بخوابد دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم
اگه خواستي يه كسي عاشق هم نفسي عمرشو حيرونت كنه جونشو قربونت كنه جون مادرت رو ما يكي حساب نكن
به زیدان میگن چرا یا کله رفتی تو شکم یارو؟! میگه احمق به من میگه علی دایی!
تا حالا کفشهات رو نگاه کردی؟ 2 تا عاشق،2 تا همراه، که بی هم ميميرن، با هم خاکی ميشن، بدون هم زير بارون نميرن، کاش آدما هم یکم از کفشاشون ياد بگيرن...
قلب فقط قلب فاتی، عشق فقط عشقه لاتی، رنگ فقط شکلاتی، 6 ماه تو حبس بی ملاقاتی؛ فکر نکنی گنده لاتيم، ما فقط خاطر خاتيم
ميدونی چرا وقتی کسی که عاشقش هستی ميميره تو فقط گريه ميکنی؟چون فقط بهش عادت کردی. ولی اگه واقعا" عاشقش بودی تو هم ميمردی...
توي قاب سرد اين آينهها، تصوير آدمکی، شکسته بود. آدمک خسته و غمگين و سياه، روبروي آينه نشسته بود. تو چشاش، ابراي بارون زدهي تلخ و سياه، رو لباش، قصهی دلتنگي تو، قصهی دلتنگي ما، نشسته بود. کی با دشنههاي کين، کی با داس عشق و دين، بريده ريشههاي، اين آدمک رو از زمين؟ واسه اين آدمک شهر گناه، آسمون ، رنگ رهايی رو نداشت. قفس تيره و تاريکه زمين، واسهي آدمکم جايی نداشت.... بزگترين دشمن بشر پوله پول.... هر چي دشمن داري بده به من و خودتو خلاص كن.
هيچکس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه ولي من حداقل مي تونم بهش ياد بدم که وقتي شکست با لبه هاي تيزش دست اوني که شکسته رو نبره
بـاهـات نبـودم ، برات که بودم اگه چشمات نبودم ، نگات که بودم ، هـمه ي گـفـتـني هـام فـقط تـو بودي اگه حرفات نبودم ، صدات که بودم، اگه پـاهـات نبودم ، يه راه که بودم اگه گريه نبودم ، يه آه که بودم ، تو خودت مثـل روز آفتابي هستي اگه خورشيد نبودم ، يه ماه که بودم ، مي تونستي واسه من يه چاره باشي توي آسـمـون دل ! خصوصيات دخترا 1. تا زبونشون باز ميشه عوض مامان بابا ميگن شوهر!! .حالشون از پسرا به هم ميخوره ولي نمي دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن 3 .اگه خونشون آتيش بگيره بين بابا و لوازم آرايش حتما لوازم آرايش و انتخاب مي کنن نون شب ندارن بخورن ولي پول عمل دماغشونو رديف ميکنن! 5.همه خوشکل و خوش هيکلن(خدايا منو بخاطر اين دروغم ببخش . از 8 تا 20 سالگي شونصدتا دوست پسر داشتن که هيچ کدوم درکشون نميکردن
بياراده متولد ميشويم. بياختيار زندگي ميكنيم. بدون اينكه بخواهيم ميميريم. داريم زندگي مي كنيم و نميتونيم در تولد و مرگ دخالتي داشته باشيم، اما بياييد آنطور كه دوست داريم ديگران را دوست داشته باشيم تا وقتي كه براي هميشه ميرويم خاطرمان در ذهنها و خاطره ها باقي بمونه... بياييد دلي رانشكنيم تا نشكنند دلمان را با آرزوي عمري طولاني و شاد براي همه
اگه ديدی يک روز به سيخ کشيدنت، ناراحت نشو... چون خيلی جيگری
وزير ورزش مرغ و خروسها طي پيام به کليه مرغها اعلام نمود جهت حفظ تناسب اندام از تخم گذاشتن بي رويه خوداري کنند
رازي که در عشق است در نياز نيست لذتي که در عشق است در هوس نيست غمي که در عشق است در مرگ نيست دلي که در عشق است در سينه نيست اشکي که در عشق است در چشم نيست اميدي که در عشق است در منتظران نيست راز عشق لذتي داردکه غم دل داند و اشک منتظر
بدترين درد اين نيست كه عشقت بميره بدترين درد اين نيست كه به اوني كه دوستش داري نرسي بدترين درد اين نيست كه عشقت بهت نارو بزنه بدترين درد اينم نيست كه عاشق يكي باشي و اون ندونه بدترين درد اين است يكي بميره . بعد از مرگش بفهمي كه دوستت داشته......!!! چرا ناراحتي؟ چرا يه گوشه نشستي؟ چرا اينقدر افسرده اي؟ چرا اعصابت خورده؟ چرا رفتي تو خودت؟ چرا اينقدر ناراحتي؟ بابا به خدا اندي شوخي کرد دلم گرفته اسمون نمي تونم گريه کنم شکنجه ميشم از خودم نمي تونم شک کنم انگاري کوه قصه ها رو سينه من امده اخ داره باورم ميشه خنده به ما نيومده خنده به ما نيومده
وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار كسي رو كه خيلي دوستت داره وقتي نااميدشدي به ياد بيار كسي رو كه تنها اميدش تويي وقتي پر از سكوت شدي به ياد بيار كسي روكه به صدات محتاجه وقتي دلت خواست از غصه بشكنه به ياد بيار كسي روكه توي دلت يه كلبه ساخته بود وقتي چشمات از تصويرم تهي شدند به ياد بيار كسي رو كه حتي توي عكسش هم بهت لبخند مي زنه
به غم كسي اسيرم كه زمن خبر ندارد عجب از محبت من كه در او اثر ندارد غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد دل من زغصه خون شد دل تو خبر ندارد
طومار دلتنگی من اغاز بی پایان شده در خانه ی قلبم کنون احساس من پنهان شده باید نگفت حرفی دگر رسم است این جا بی کسی اغاز فصل تازگی در این قفس زندان شده
اگه ديدي وقتي کنار پرنده ها رد شدي و اونا نپريدن فکر نکن که نترسيدن . اونا تو رو آدم حساب نکردن توي بركه قلبم تو تنها قورباغهاي
نميشه...........نميدونم چه جوری اين جمله رو بزبون بيارم . ميدنی امروز شهامت پيدا کردمو ميخوام بهت بگم من ..................من......................من خيلی...............من......من خيلی..........................تورو...........من خيلی تورو ...........تورو................ من خيلی تربچه با پنير دوست دارم تو چی |
امروز می خوام بهتون حال بدم اونم چه حالی!!
یک سری جوک های اس ام اسی براتون ردیف کردم دسته اول دسته اول پس تا دسته دو نشدن استفاده کنین. این جوک ها دوقسمتِ که قسمت اولُ براتون میذارم اگه خوشتون اومود اون یکی دیگرو هم میذارم پس به من بگین خوشتون اومده یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوستی هم خوبه دوستی دو طرفه باشه مخصوصا اینجوریش!!






~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ترکه زنشو می کشه ميره مرحله بعد !!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميافته تو دره، Game Over ميشه!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميخوره زمين، ...هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره!!!!!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه پشتش ميخواريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو صندلي!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از تركه ميپرسن: چرا ترك شدي؟ ميگه: ايلده نمره منفي داشت!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره راهپيمايي، ميبينه شلوغه برميگرده!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟
تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه كفترشو گم ميكنه ، تو روزنامه آگهي ميده: بيوه بيو!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميخواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا دانشمندا جمع ميشن كه ببينيد قضيه اين چي بوده، بعد از دوسال تحقيق ميفهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه ميگن اگه همه دنيا رو بهت بدن چي كار ميكني؟ ميگه: ميفروشم ميرم خارج!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه ميگن با رضا جمله بساز، ميگه: من و حسن و حسين رفتيم پارك. ميگن: پس رضاش كو؟ ميگه: آخه رضا كارداشت، نيومد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به لره ميگن: با بيد جمله بساز. ميگه: در خانه ما يك بيد بيد! ميگن: اون بيد نيست، بوده. ميگه: آهان باشه، در خانه ما يك بود بيد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟!
يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به يك تركه ميگن: 2*2 چند مي شه؟ ميگه: 5 تا! ميگن: برو بابا، 4 تا ميشه!
ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟
رفيقش ميگه: آره! ميگه: پس گحط كن دوباره ميگيرم!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه خودكارش تموم ميشه، ترك تحصيل ميكنه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان هم مياد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره ديسكو، همة پولاشو شاباش ميده!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به ترك ميگن يه معما بگو، ميگه: اون چيه كه درازه، زرده، موزه؟!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ترکه برای کمک به انتفاضه سنگ پست می کرده!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
حال كردي به ماهم باز سر بزن باز هم جك اضافه مي كنم نظر بده همراه بايك جك از خودت براي ما تا به اسمت اون رو بنويسم ای ولا یدکی!!!......... ![]()
اگر حرکت نقطه صورتی را دنبال کنید فقط یک رنگ خواهید دید، صورتی
اگر به + مرکز خیره شوید ، نقطه ای که در حال حرکت است به سبز تبدیل می شود
اکنون اگر به + وسط نگاهتان را ثابت نگه دارید ، بعد مدت کوتاعی تمام نقاط صورتی به آرامی ناپدید میشوند و شما تنها یک نقطه سبز در حال چرخش خواهید دید

اگر مردي و زني به قصد چت خصوصي وارد مسنجر شوند ، واجب است كه قبل از شروع چت ، صيغهء حلاليت مجازي بين آن دو جاري شود . اين صيغه به صورت لوگو در دسترس همه افراد قرار مي گيرد تا با كليك به روي آن به صورت خودكار جاري گردد . كليك كردن هر دو نفر مستحب است .
بديهي ايست كه اين صيغه ، تنها تا باز بودن پنجرهء چت اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره ، چه سهون و چه عمدن ، صيغه خود به خود فسخ مي گردد. اين نوع صيغه فقط مختص زنان بيوه مي باشد .
زنان بيوه مجاز به باز كردن همزمان دو پنجرهء چت يا بيشتر از آن نيستند .
دختران و زنان متاهل فقط مي توانند از صيغهء مجازي محرميت استفاده كنند و حق استفاده از صيغهء مجازي حلاليت را ندارند ( چت در حد سلام و احوالپرسي و با درصد اروتيك كمتر ) .
صيغهء مجازي محرميت ، همچون صيغهء مجازي حلاليت ، به صورت لوگو در محل مناسب قرار خواهد گرفت . تمام احكام جاري شدن و فسخ اين دو نوع صيغه يكسان مي باشد .
مردان متاهل حق باز كردن بيش از چهار و مردان مجرد پنج پنجرهء توامان چت را ندارند . فرستادن هر نوع ايكون بعد از جاري شدن صيغه حلال مي باشد . چنانچه ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، اين ايكون حرام زاده بوده و احكام ايكون هاي حرمزاده در مورد آن مصداق دارد .
اگر به هر علت غير ارادي ، مثل وقوع زلزله ، تسك كردن ناگهاني سيستم ، قطع شدن كانكشن يكي از دو طرف و قس الي الهذا ، ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، احكام ايكون هاي حرامزادهء مشبهه بر آن صادق است
بستن پنجرهء چت به اختيار مردان مي باشد . چنانچه زني قبل از مرد اقدام به بستن آن بكند ، واجب است تا 4 روز عدهء پنچرهء بسته شده را به جا بياورد . قبل از پايان عده ، حق چت با هيچ ذكور ديگري را ندارد .
چنانچه زن متاهلي با يا بدون جاري شدن صيغهء مجازي حلاليت اقدام به چت با مردي بكند ، اين چت به منزلهء زناي محصنهء مجازي بوده و حد سنگسار مجازي بر او لازم مي گردد .
اگر مردي اقدام به چت با زني متاهل بنمايد ، با علم به متاهل بودن زن ، حتي در صورت جاري شدن صيغهءمجازي حلاليت حد تعزيري شلاق مجازی بر او لازم می گردد.


خوب ، بعد از دیدن این عکس عجیب نوبت به این گلهای عجیبتر می رسه!

باور کن اینجا تهرانه!

این همه ظلم در حق کمر...!
لیک هرگز نپسندیم به خویش
که چو یک شکلک بی جان شب و روز
بی خبر از همه خندان باشیم
بی غمی عیب بزرگیست که دور از ما باد
![]()
![]()
![]()
توجه!
نظر یادتون نره
در تالار گفتمان هم شرکت کنید
در نظر سنجی هم شرکت کنید
و... باز هم توجه!
اگر عکس یا مطلب طنزی دارید به آدرس:
alireza_iranianboy_2005@yahoo.com
ارسال کنید تا همراه با اسم شما در وب لاگ گذاشته شود
در ضمن به زیر شاخه های دیگه ی این وبلاگم حتما سر بزنید
داستانهای آموزنده
پس از هر داستان یک نتیجه گیری اخلاقی میشود
این داستان:آهو خانم و آقا الاغه!
آهو خانم خیلی خوشگل بود یک روز یک پری سراغش اومد و بهش گفت:آهو جون! دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه؟
آهو گفت:یه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش
پری آرزوی آهو رو برآورده کرد و آهو با یک الاغ ازدواج کرد
شش ماه بعد آهو و الاغ برای طلاق نزد حاکم جنگل رفتند
حاکم پرسید:علت طلاق؟
آهو گفت : توافق اخلاقی نداریم این خیلی خره!
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: شوخی سرش نمیشه تا براش عشوه میام جفتک میندازه
حاکم پرسید :دیگه چی
آهو گفت:آبروم پیش همه رفته همه میگن شوهرم حماله
حاکم پرسید :دیگه چی
آهو گفت:مشکل مسکن دارم خونم عین طویله است
حاکم پرسید دیگه چی
آهو گفت:اعصابم رو خورد کرده هر چی ازش میپرسم مثل خر بهم نگاه میکنه
حاکم پرسید :دیگه چی
آهو گفت:تا بهش یه چیزی میکنم صداش بلند میکن و عر عر میکنه
حاکم پرسید :دیگه چی
آهو گفت : از من خوش نمیآیدو همش میگه لاغر مردنی تو مثل مانکن ها می مونی
حاکم رو به الاغ کرد و گفت:آیا همسرت راست میگوید؟
الاغ گفت : آره
حاکم گقت : چرا این کار ها رو میکنی؟
الاغ گفت : واسه اینکه من خرم
حاکم فکری کرد و گفت:خب خره دیگه چی کارش میشه کرد؟
نتیجه گیری اخلاقی:در انتخاب همسر دقت کنید!!!![]()
جوات یعنی پیکان جوانان(رنگ گوجه ای فرمون جوجه ای پدال پنجه ای)
جوات یعنی جاده چالوس با سی جی گوجه ای
جوات یعنی جمعه صبحا اوین درکه
جوات یعنی تی شرت با عکس داریوش
جوات یعنی صندل با جوراب
جوات یعنی شهرام کاشانی
جوات یعنی کت و شلوار با کتونی
جوات یعنی اپل کرسا
جوات یعنی پشت مو
جوات یعنی سیراب شیردون
جوات یعنی ماه عسل امام زاده داود
جوات یعنی آویزون کردن سی دی از آیینه ماشین
جوات یعنی براوو جوات یعنی داوود بهبود ی
جوات یعنی هر هفته استادیوم آزادی
جوات یعنی عضویت در تیم ملی پرتاب دارت
جوات یعنی عینک دودی تو سایه
جوات یعنی کلاه کاپیتانی
۱۰ ۳۳ نوکیا
جوات یعنی لیسانس کتابداری
جوات یعنی مهندسی فناوری پشم و پوست(واحد تحصیلی خاش!!!)
در ضمن اگر ضبط 200 وات با خودت بردی کوه و توی کوه آهنگ هایده رو گذاشتی خیلی جواتی!!![]()
اگر می خواهید یک ماشین جوات داشته باشید حتما نکات زیر را رعایت کنید:
پیکان مدل 52 بدون تصادف و رنگ خوردگی/ کمک فنر ها خوابیده به طوری که ماشین روی زمین باشد/ در ها کاملا نرم باشد طوریکه با یک اشاره بسته شود/ آویزان کردن عروسک یا سی دی یا اشیای فلزی از زیر آیینه ای که اندازه آن دو بربر آیینه های معمولی میباشد/ چسباندن پرچمهای کوچک و تبلیغاتی روی شیشه جلو / جلو داشبورت روغن زده وتمیز از جنس چوب و فابریک کارخانه ای / سیستم صوتی آن شامل ضبط سونی 54 وان بازار مشترک ارزان چهار باند خربزه ای در عقب و دو تیونر روی شیشه های جلو نصب شده./ نوار های مورد علاقه: جوادیساری -حمیرا-عباس قادری-هایده
آهای دانشجوها اینو بخونین حالشو ببرین:
(یک داستان جالب از بولتن جشنواره دانشجویی اصفهان)
شنبه: همون لحظه ای که وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگینش شدم
. هرجا که می رفتم اونو می دیدم یک بار که از جلوی هم دراومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کرد و گفت: «ببخشید»
من که می دونم منظورش چی بود. تازه ساعت 5/9 هم که داشتم بورد را می خوندم اومد و پشت سرم شروع به خوندن برد کرد. آره دقیقاً می دونم منظورش چیه. اون میخواد زنه من بشه.!!
بچه ها می گفتن اسمش مریمه.
از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم
.
یکشنبه: امروز ساعت 9 به دانشگاه رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانمی پشت سرم نشسته بود و با رفیقش می گفتنو می خندیدن. تازه به من گفت: «ببخشید آقا میشه شیشه پنجرتونو ببندین». من که می دونستم منظورش چی بود، اسمش رو می دونستم، اسمش نرگسه.
مثله روز معلوم بود که با این خندیدن می خواد دل منو نرم کنه که بگیرمش
، راستیتش منم از اون بدم نمیاد
. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم با نرگس هم ازدواج کنم.
دوشنبه: امروز به محض اینکه وارد دانشگاه شدم سر کلاس رفتم. بعد از کلاس مینا یکی از همکلاسیهام جزوه منو ازم خواست. من که می دونم منظورش چی بود، حتماً مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه
. راستیتش منم از مینا بدم نمیاد
از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم.
سه شنبه: امروز اصلاً روز خوبی نبود، نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا
. فقط یکی از من پرسید: «آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟».
من که می دونم منظورش چیه، ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم
چون کیفش آبی رنگ بود، احتمالاً استقلالیه!!
وقتی جریان را به دوستم گفتم، به من گفت: «ای بابا! بدبخت منظوری نداشته». ولی من می دونم ،
رفیقم به ارتباطات بالای من با دخترا حسودیش میشه!
حالا به کوری چشم دوستم هم که شده هر جور شده با این یکی هم ازدواج می کنم!!
چهارشنبه: امروز وقتی که داشتم وارد سلف می شدم یک مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوه به دانشگاه ما اردو اومدن
. یکی از دخترای اردو از من پرسید: «ببخشید آقا، دانشکده پرستاری کجاست؟». من که می دونستم منظورش چیه، اما تو کار درستی خودم موندم که چطور این دختر ساوجی هم منو شناخته و به من علاقه پیدا کرده
، حیف اسمشو نفهمیدم
. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم هر طور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم
. طفلکی گناه داره، از عشق من پیر میشه.!

پنجشنبه: یکی از دوستای هم دانشکده ایم بنام احمد منو به تریا دعوت کرد. من که می دونستم از این نوشابه خریدن منظورش چیه! میخواد که من بی خیال مینا بشم
. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، عمراً اگه قبول کنم.
جمعه: امروز صبح در خواب شیرینی بودم
که داشتم خواب عروسیه بزرگ خودم رو می دیدم.عجب شکوه و عظمتی بود
، داشتم انگشتم رو توی کاسه عسل فرو می کردم که ... مادرم یهو از خواب بیدارم کرد و گفت برم چند تا نون بگیرم
. وقتی تو صف نانوایی بودم دختر خانمی از من پرسید: «ببخشید آقا صف دوتایی ها کدومه؟» من که میدونم منظورش چی بود
، اما عمراً باهاش ازدواج کنم! 
از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، من از دختری که به نانوایی بیاد خیلی خوشم نمیاد
.
شنبه: امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم و اومدم که راه بیافتم که مادرم گفت: نمی خواد دانشگاه بری، امروز جواب نوار مغزت آماده است، برو از بیمارستان بگیر
.
راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، مردم میگن من مشکل روانی دارم!!!!
وقتی به بیمارستان رسیدم، از خانوم مسئول آزمایشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم، به من گفت: «آقا لطفاً چند دقیقه صبر کنید». من که میدونستم منظورش چیه
... 
چطور بود؟ خوشتون اومد؟ منکه میدونستم خوشتون میاد
!!
(راستی حتماً نظر بدین)
حمله شير به يک کودک شش ساله
چند وقت پیش تو یکی از روزنامه ها خبر از حمله شیری به یک کودک شش ساله آمده بود. ظاهرا کودک نزدیک قفس شیر بوده که آقا شیره اورا زخمی می کند.
بقییه خبر را در گفتگوی یکی از خبرنگاران با آقا شیره بخوانید:
· آقا شیره خسته نباشید. می توانم کمی مزاحمتان شوم؟
ولمان کن بابا! حوصله نداریم. اعصابمان به اندازه کافی خرد است، شما دیگه بدترش نکن
· چرا اعصابتان خرد است؟ خدا بد ندهد!
هِی ... چی بگم جوان. زَنمو از من جدا کردن و بردن تو یک قفس دیگه
. هرچی به مسئولین باغ وحش گفتم: بابا، اون زنمه، بذارین پیش خودم بمونه.آخه شما به ناموس من چیکار دارین
؟ به خرجشان نرفت که نرفت. انگار نه انگار که خودشان خواهر و مادر دارن
.
· خب حالا که طوری نشده، زنتان- ببخشید خانمتان چند وقتی دور از شما زندگی می کند، قدر شوهر را می فهمد.
نه آقا مشکل من فقط این نیست، چند سالی هم می شود که از بچه ام دور هستم
. بچه ام توی یکی از جنگلهای آفریقا مانده، خیلی وقت است که از او خبر ندارم. قرار بود با دختر همسایمان ازدواج کند
. فکر می کنم الان دیگر نوه هم دارد.
· به مبارکی پس شما پدر بزرگ هم هستین؟
ای بابا دست رو دلم نذار، قضیه امروز دیگه قوز بالا قوز شد.
· راستی این قضیه حمله ی شما به یک بچه شش ساله چیه؟
والا به خدا تقصیر من نبود . تقصیر مردم هست که بچه هاشون تربیت ندارند
. بچه ی نیم وجبی آمده دم قفس هی برای من زبان در می آورد
، هرچی بهش گفتم بچه جان خجالت بکش من جای پدر تو هستم
، این کارها را نکن من اعصابم خرد است، مشکل خانوادگی دارم
... خلاصه هرچه گفتم گوش نکرد منم مجبور شدم تنبیهش کنم.
· فکر نمی کنید کمی خشونت به خرج داده اید؟ طفلک آن بچه نزدیک بود به کام مرگ برود!!
نه آقا ... این حرفا چیه؟ بچه ها باید تربیت داشته باشن.
· خب شما می توانستی این را پدرانه به او بگویی نه اینکه وحشی بازی در آوری ، اینجا که جنگل نیست! 
مثل اینکه تو هم دست کمی از آن بچه نداری. مثل آدم صحبت کن
، در ضمن اونجا دم در بده بفرما تو تا بفهمی با کی طرفی!
· جمعش کن بابا !!
(شیر نعره ای می کشد) آی ... نفس کش ...
چند روز بعد ...
در بیمارستان: 
بینندگان عزیز ما امروز به بیمارستان آمده ایم تا با خبر نگاری که مورد حمله شیری قرار گرفت و بشدّت مجروح شده گفت و گویی داشته باشیم ...
( بر گرفته از باران)
خوب اینم از این، داستانش چطور بود به نظر منکه خیلی جالب بود، به نظر شما چی؟؟

روي عكس يه ctrl+a كنيد عكس رو ببينيد؟؟؟؟
مادر داماد : ببخشین ، کبریت دارین؟
خانواده عروس : کبریت ؟! کبریت برای چی!؟
...مادر داماد : والا پسرم می خواست سیگار بکشه
خانواده عروس : پس داماد سیگاریه....!؟
..مادر داماد : سیگاری که نه.. والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سیگار می چسبه
خانواده عروس : پس الکلی هم هست..!؟
مادر داماد : الکلی که نه... والا قمار بازی کرده و باخته ! ما هم مشروب دادیم بهش که یادش بره
خانواده عروس : پس قمارم بازی می کنه...!؟
...مادر داماد : آره... دوستاش توی زندان بهش یاد دادن
خانواده عروس : پس زندانم بوده...!؟
...مادر داماد : زندان که نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش یه کمی بازداشتش کردن
خانواده عروس : پس معتادم بوده...!؟
...مادر داماد : آره... معتاد بود ، بعد زنش لوش داد
خانواده عروس : زنش !!!؟؟؟
! نتیجه اخلاقی : همیشه موقع خواستگاری رفتن کبریت همراهتون داشته باشین ![]()




ببينيد مردم چه كارها كه نمي كنند!!!!!!


و اما ادبیات:
خوب, ما (منظور از ما گروهی از منتقدین حرفه ای و کار درست که هر موضوعی گیرشون بیاد, دو سوت یک میز پیدا می کنن و دور اون میشینن و 4ساعت در موردش اظهار نظر می کنن, هست)
در این قسمت به نقد و بررسی و تشریح یک شعر که یکی از شاعرای خوب و خوش سخن سروده و به نظر ما جالب هست می پردازیم :
دستور رسيد گل خريدن ممنوع
مِن بعد براي هم تپيدن ممنوع
مادام که امر ازدواج آسان نيست
اقدام به عاشقي اکيدا ممنوع
به به ! عجب رباعي قشنگي سرودن ، اين رباعي به غير از دل سوخته عاشق در به در و تنها ، آدم را به ياد قوانين راهنمايي و رانندگي نيز مي اندازد ، راستي گره ترافيک کور تر است يا گره ازدواج ؟!... من که ديگر از بس کره کور ديده ام دچار کور رنگي شده ام ، بگذريم ...و اما تفسير رباعي مذکور :
« دستور رسيد گل خريدن ممنوع » :
معني دقيق اين مصراع هنوز کشف نشده ، اما ظاهرا شاعر اشاره مي کند به دستوري که از جايي رسيده و طي آن خريدن هر گونه گل ممنوع اعلام شده ، اما شايد هم منظور شاعر اين بوده که براي باز شدن گره ترافيک لطفا از گل فروشهاي سر چهارراهها گل نخريد ، آدم به هر گلي که سر چهارراه مي بيند نبايد دل ببازد !
« مِن بعد براي هم تپيدن ممنوع » :
احتمالا منظور شاعر اين بوده که تپيدن براي همديگر من بعد ممنوع است (!) يعني يک چيزهايي توي مايه هاي « اي تپشهاي تن سوزان من » از اين به بعد ممنوع است چون در غير اينصورت تا به خودت بيايي مي بيني که کار به کرايه نجومي آپارتمان و خرج شير خشک و پوشک و ... کشيده .
البته شايد هم شاعر « بوق زدن » را به « تپيدن » تشبيه کرده که در اين صورت با « گلهاي سر چهارراه » در تفسير مصراع قبلي قرينه مي شود ،آن هم چه قرينه اي !
« مادام که امر ازدواج آسان نيست » :
الحمدلله معني اين مصراع کاملا مشخص است و هيچ شک و شبهه اي بر آن عارض نيست .
اينجانب فکر مي کنم در اين ديار کسي نباشد که معني اين مصراع را درک نکند ! البته براي اينکه اين مصراع را هم تفسير کرده باشم و جهت خالي نبودن عريضه عرض مي کنم که اين مصراع اشاره دارد به اينکه رسيدن « موسيو » به « مادام » خيلي سخت شده و « الهي پير عاشقي بسوزه »
« اقدام به عاشقي اکيدا ممنوع » :
ذر اين مصرع دو کلمه « اقدام » و « به » صرفا براي موازنه با « مادام که » در مصراع قبلي آمده ! و جان اين مصراع سه کلمه آخر آن است يعني : « عاشقي اکيدا ممنوع » ... من چگونه اين سه کلمه را تفسير کنم ؟ قلمم را ياراي تفسير اين سه کلمه نيست ، اکنون گلويم به بغض فشار مي آورد و اشک در چشمانم حدقه (!) زده .
- من توصيه ام به جوونا اينه که اگه دست خودشونه ، عاشق نشن ، اگر هم دست خودشون نيست ... آه..............
یک تحقیق در مورد مرگ
موضوع تحقیق در مورد مرگ هرچه می دانید بنویسید !!!
به نام خدا
من در مورد مرگ چیز زیادی نمی دانم اما در خانه ما خیلی از مرگ صحبت می شود. مثلا وقتی آبگوشتمان می سوزد مادرم با دست می زند توی صورتش و داد می زند (( وای خدا مرگم بدهد )) !
مادرم روزی 3_4 بار این جمله را تکرار می کند .
همچنین وقتی ما را برای کاری معطل میگذارد و ما کلافه می شویم و از او می پرسیم : (( مامان پس من چی کار کنم ؟ ))
با یک حس منحصر به فرد و با ترکیب حرکات زیبایی از لب و زبان و از ته دل میگه : برو بمیر !
ما می خواهیم به حرف مادرمان گوش کنیم اما مرگ که دست خود آدم نیست !
پدرم بنگاه معاملات ملکی دارد. او وقتی میخواد قسم بخورد می گوید تو بمیری از این کمتر صرف نمی کند
او معمولا قسم های دروغش را این طوری می خورد اما قسم های راستش رو با مرگ خودش تنظیم میکند. وقتی هم نداند حرفی که می زند راست است یا نه می گوید: ((به مرگ خودم نه به مرگ بچه هام ))!
مرگ ما برای پدرمان نعمت است چون باعث شده زمین هایش را با قیمت خوبی بفروشد .
اگه یکی از دوستای من یا خواهرم بیاید دم در خونه و سراغ مان رو بگیره پدرم میگه: (( رفته قبرستون)) !
یک بار من و خواهرم سارا به پدرم انتقاد سازنده کردیم که چرا ما رو پیش دوستامون کنف می کنی؟
خلاصه به طور عاجزانه از او خواستیم که دیگه اسم قبرستون رو نیاره .
پدرم هم در رفتارش تجدید نظر کرده و از اون روز به بعد هرکی در خونه می اومد و سراغ مارو می گرفت پدرم می گفت : (( آقا تشریف بردند گل بچینند ))!
اگه دوستما سریش میشد و می پرسید از کجا رفته گل بچینه تا برم پیداش کنم ؟
پدرمان باز عصبانی می شد و می گفت : (( از قبرستون )) !
البته ما چند بار با پدرمان بحث و تبادل نظر کرده ایم وبهش ثابت کردیم که در قبرستان گل نمی روید واز او خواهش کردیم سر دوستانمان فریاد نزند. چون زشت است و بی ادبی می باشد .پدرمان هم با عصبانیت پدرانه ای می گفت : (( بی ادب اون بابای گوربه گور شده ات است ))
تازه وقتی که حرفش تموم می شد و پدرمان می فهمید که چی گفته ما رو تحت تربیت فیزیکی قرار میداد تا دق دلی یک روز کاری و معاملات فسخ شده اش رو سر من و اون سارای بیچاره در می اورد
شاید باور نکنی ولی به مرگ خودم همین طوریه خونه ما ...
منتظر پیشنهادها و انتقادات شما هستیم(یعنی لطف کنین نظر بدین)